منو تنها من mano tanha man
nafasam raft
به سلامتی *به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت : به سلامتی کلاغ که آزادی رو به زیبایی ترجیح داد!!!!! *به سلامتي درياچه اورميه... *به سلامتی اونایی که اعتقادات مذهبیشونو فقط تو دل خودشون نگه میدارن و به بقیه تحمیل نمیکنن.........به سلامتی اونایی که اهل ریا کاری مذهبی نیستن به سلامتی عادل فردوسی پور که در برنامه 90 گفت : به دوستان نیروی انتظامی باید یادآوری کرد که میزان باید رای مردم باشد نه زور و قدرت! *به سلامتی اونایی که... *به سلامتی اونایی که به ظاهر آرومن ولی توی دلشون سونامی هست *به سلامتی اونايی که بی کسن ولی ناکس نیستن.. سلامتی اونایی که خدا رو با غول چراغ جادو اشتباه گرفتن وقتی آرزویی دارن یادش میوفتن به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که *به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره از این شکسته تر دیگه چی میخوای؟دلم بدجور شکست مثل غرورم پر و بالم شکست وقتی تو رفتی، نمی تونم بگم خیلی صبورم از این شکسته تر دیگه چی میخوای؟ تک وتنها و بی صدا شکستم یه عمر تنها نشستم پای دردهام پرو بال تورو اینجا نبستم نمی دونی چه حسی داره وقتی بسوزی و بسازی و بمیری تک وتنها بشینی پای عشقت نتونی حقتو ازش بگیری منو دیدی ولی کاری نکردی نگفتی این شکستن درد داره مهم نیس آخرش بد میشه یا خوب همیشه قصه یه نامرد داره
آره رفتی شکستی منو که عمری عاشق توبودم فحش میدی ، نه اینکه دوسش نداری ، نه ! چون نبودش داره نابودت میکنه ******* سکوتِ من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود ... انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره اي كاش ياد ميگرفتم ***** ***** من برای خودم مینویسم، تو برای خودت بخوان. من حرف دلم را مینویسم، تو حرف دلت را بخوان. من برای عشق مینویسم، تو برای معشوقه هات بخوان حساب..بی حساب ***** بیا دستامو بگیر بخدا باره آخره من اومدم خدافظی اینجوری خیلی بهتره من اومدم خدافظی اسم منو صدا بزن برای آخرین دفعه منو ببینو دل بکن تو هم بیا به دیدنم بیا که من منتظرم بخدا باره آخره بزار ببینمت برم تورو خدا وقتی میایی منو دیدی بروت نیار فقط یه لبخندی بزن یه لحظه ام دووم بیار چه لحظه ی قشنگیه لحظه ی دل کندن تو حالا باید دعا کنم برای برگشتن تو خدانگهدار عشق من تورو سپردم به خدا بچه ها من خودم متولد اسفندم واسه همین این شعرو گذاشتم واسه همه متولدین اسفند: "تو همان اسفندی من از عشق آماده ترم*** در گلدان ِ بی تابی های من نادیدنی نخواهد بود*** ای عشق اول آخرم* ببین چی اومد به سرم حتی همین ترانه هم* هنوز نکرده باورم دل گرفته ام شکست* از غم غربت غروب من زیر رگبار تگرگ* غم می زنه ، بکوب ، بکوب گلایه های خط خطی* این روزا مشق شبمه یه مزرعه گریه دارم* ترک ترک رو لبمه کوچه به کوچه همسفر* خونه به خونه در به در هر جایی که می خوای بری* این دلُ با خودت ببر فواره باش به خاطرِ* سنگ فرش سرد خاطره خاطره ها رو تازه کن* نذار که از یادم بره عطر قشنگ بودنت* بذار بپیچه تو هوام فکر تو رو که می کنم* یاد تو با منه مدام عشق که فریاد می زنه* ترانه های رنگی رو بیا و از نو رج بزن* ثانیه های سنگی رو کوچه به کوچه همسفر* خونه به خونه در به در هر جایی که می خوای بری* این دلُ با خودت ببر اندیشه ات را با که می پرورانی...؟"خوش به حالش.." در همین حوالی کسانی بودند که می گفتند: بدون تو نفس نمی کشیم! ولی امروز در آغوش دیگران نفس نفس می زنند... ******** دست من خالی ست اما... دلم تا دلت بخواهد از تو پر است! ******** باشه... من به تو نمی آیم! اما تو به خودت بیا ******** فقط پلی بودم برای عبورت ،فکر تخریب من نباش به آخر که رسیدی دست تکان بده خودم فرو میریزم. ******** به چه می خندی تو ؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟یا به افسونگریه چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه می خندی تو ؟ به دل ساده من می خندی؟ که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است بخند... ******** برای تا ابد ماندن باید رفت..." گاهی به قلب کسی " ، "گاهی از قلب کسی" ******** آنقدر مرا سرد کرد از خودش... ازعشق...که حالا به جای دل بستن یخ بسته ام آهای !!! روی احساسم پا نگذارید، لیز میخورید! ******** لبانت را به صورتم نزدیک نکن...! میترسم شوری اشکهایم نمک گیرت کند... ******** مرا ببخش که ساده بودن زیادم دلت را زد، مرا ببخش اگر عشق ورزیدن زیادم چشمانت را بست، میروم تا آنان که توانا ترند تورا به پوچ بودنت برسانند... ******** چه دنیای عجیبی ست!!! هر وقت حرف دلم را زدم دلت را زدم... ******** تمام عمر دویدم و نرسیدم و با حیرت به کسانی نگاه کردم که ندویدند و رسیدند ، پس استادم و شکستم... داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز راحت باش تا دلت می خواهد خطا کن... ******** یه وقتی اومدی پیشم که تنهاییمو دوس دارم ، نمیتونم به عشق تو دل تنهامو بسپارم اندیشه ات را با که می پروانی ..؟ خوش به حالش ******** نیا باران زمین جای قشنگی نیست! من از اهل زمینم، خوب می دانم که گل در عقد زنبورست ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد... ******** چه تلخ محاکمه می شوند، پاییز و زمستان که برای جان دادن به درخت جان می دهند و چه ناعادلانه کمی آن طرف ترهمه چیز به اسم بهار تمام می شود... ******** اینجا در دنیای من، گرگ ها هم افسردگی گرفته اند دیگر گوسفند نمی درند به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند. فرزاد حسنی میگه: تو دنيا را خلاصه كردي در من و من مختصر شدم در تو ، و هرگز ابدي شد تا هميشه . *** در ماندن و رفتن رازی است... *** روی صورتم داره خاطره چكه می كنه یه ترانه می شكفه رو خواب آروم تنم شب و بردار و برو،ماه بریده نفسش
به ستاره ها بگو رسیده روز رفتنم
*** وقت فریاد شب و گریه نور خودمو صدا زدم،خدا شنید پر زدم از سر بام تا لب عشق هر كی چشاشو نبست خدا رو دید چقدر دیوونگی دارم تمام قلبم آشوبه تو آرومی نمی دونی چقدر دیوونگی خوبه
تو خاکستر شدی با من، دارم می میرم از این درد
بیا این خونه این کبریت ، تلافی کن ولی برگرد
اون رفیــــــــــــــــــــــــق منه .......
وقتی باختم گفت : من رفیـــــــــــــــــــــــــــقتم ......
نه بخاطر اينكه مظلوم هست فقط به خاطر اينكه هيچ وقتي اجازه نداد كسي توش غرق بشه...
درد و دل همه رو گوش میدن......
اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن...
بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . .
به راننده گفت :پول خورد ندارم واسه همه رو حساب کن....!
من اگر راضی باشم با شادی میخندم !
سکوت نمی کنم
*******
اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله...
*******
اگر در رابطه اي "حرمتم " زیر سوال رفت
برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم
و به طور احمقانه اي منتظر معجزه نمانم..
آرزویی بکن ...
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه ...
آرزویی بکن ...
شاید کوچکترین معجزه اش
بزرگترین آرزوی تو باشد !!
ونویدی به بهار
گرچه زخم داری به دل
از غم هجرت یار
در رُخت خندانی
به زبان شعر فروغ
با صداقت در دل
بی ریا نیست دروغ
در خزان لحظه
با دلی بشکسته
در غم واندوهی
می شود دل خسته
بگذار من گویم
حس را من جویم
در ورای دل تو
راهی من پویم
در دلت شوق بهار
برای دیدن یار
در توهست اسفندی
گرچه باشی چو سار"
من از گریه ی تو، چه ناراحتم
به این بیقراری، نده عادتم
برای دوتامون، چه دلواپسم
به جون دوتامون، به جونت قسم
یه روزی به دستای تو می رسم
بیا رازِ این قصه رُ باز کن
دلم تنگه بازم، برام ناز کن
نمی دونی اصلا، چقد بیقرارم
آخه تو قفس حال خوبی ندارم
می ترسم یه روزی تو رُ جا بذارم
هنوزم زمینگیر این بازی ام
نگام کن به ناز نگات راضی ام
کسی قد تو با دلم تا نکرد
تموم بدیهامُ حاشا نکرد
به جز تو کسی عشقُ معنا نکرد
هنوزم دلم مست و دیوونته
سرم هر شب اینجا روی شونته
چه روزا که از چشم من پر شدی
چه شب ها که تو غُصه پرپر شدی
ولی موندی و مهربونتر شدی
به دوست داشتنت****
و طراوتی چون تو***
سبزترین طپش****
رویشِ ِ تو***
آغاز نسل اقاقی هاست****
از من تا تو ، از تو بامن همين و هميشه تمام .............
در خندیدن و گریستن حقیقتی است...
راز ماندن و خندیدن حقیقتا" برای تو ...
Power By:
LoxBlog.Com |